جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

شیطونیای خطرناک جوجه

1392/11/22 12:03
نویسنده : 💚رستا💙
2,244 بازدید
اشتراک گذاری

تبادل

سلام پسرک قشنگم
تقریبا نزدیک ٥ مااااهه که خودمو فراموش کردم
خودمو با دیدن چشما و دستا و اون نگاه زیبااااات به دست بااد سپردم و همه ی زندگی و نفسم فقط خلاصه میشه در وجود تو.
واقعا وروجک شدی و تمام روزامو با عطر تنت پر کردی.
چند وقتیه که بدجور سرما خورده بودم و نمیتونستم بهت شیر بدم .از بدبختی من هم لب به شیشه نمیزدی و بابایی به زور عادتت داد و حالا .....مگه میشه شیشه شیر رو از ذهنت بیرون کرد!
هرجای خونه که باشم تمام نگاهت به منه و همش در جستجوی منی .....انقدری که به من و دیدنم وابسته ای به زانیار و هیچ کس دیگه ای نیستی.
تازگی ها همش جیغ میکشی ....گریه نه هاااااااااااااااااا
جیییییییییییییییغ با صدای بلند و نخراشیده... نمیدونم این دیگه چه جورشه
تو رو میذارم توی کریر و همه جای خونه که میرم در کنارمی ... یا مشغول بازی با دستاتی یا عروسکات ....
همه چیز رو هم میکنی توی اون دهن خومشلت
هنوز که هنوزه از حموم به شدت بدت میاد.
وقتایی که بغلمی یه کار وحشتناک میکنی که یه بار به خاطرش نزدیک به ١ ساعتی تو شوک بودم و گریه میکردم.
کار وحشتناکتم اینه که خودتو محکم به سمت جلو و پایین تاب میدی و حالت کله معلق میگیری و میخندی!!!!!!!!
یه دفعه (برای بار اول که اینکار کردی) تو بغلم گرفته بودمت و داشتم میرفتم طرف آشپزخونه که به شدت خودتو پرت کردی جلو نزدیک بود از دستم ول بشی خدا میدونه چه جیغی کشیدم تا بالاتنه از زیر دستم سرخرده بودی و خدا خیلی رحم کرد که نیفتادی .......
خلاصه که از اون به بعد هروقت بغلت میکنم سفت سفت نگهت میدارم تا خدایی نکرده اتفاق بدی نیفته.
دلم برای مامانم یه ذرررره شده Arabic Veil
اکتشاف به عمل اومد که خیلی خیلی به دایی رادین شبیه شدی.
رادینم وقتی بشه بود خیلی شکل تو بود.
دیگه اینکه پاهات به پوشک حساسیت داده بود و بردیمت دکتر و کلی پماد و کرم و پودر مخصوص داد
. حرکتات خیلی زیاد شده و کم کم داری غیر قابل کنترل میشی.
یه بار گذاشته بودمت توی کریر و برای ١ دقیقه فقط رفتم توی حال وقتی برگشتم دیدم با وجود کمربند ٣٦٠ درجه توی کریرت برعکس شدی انقدر وووول خورده بودی توی بلا!

شانس آوردیم که کریر روت چپه نشد.... خلاصه وحشتناک داری شیطون میشی و نیازمند یه جفت چشمی که ٢٤ ساعته مراقبت باشه.
از شوشویی بگم که همچنان دانشگاشو میره و امتحانای این ترمشم با موفقیت پاس کرده.
در جستجوی یه کار نیمه وقت هم هست که بتونه یه مقداری پول پس انداز بکنه .
هم چنان پروژه ی برگشتمون پاربرجاست.
مامان خانومی ما به نیابت از رادین بامامان عروس آیندمون یه صحبتایی کرده....
یه جورایی یه چیزایی خوب پیش نمیره ....دعا کنین لطفا!
دلم براتون خیلی تنگ شده دوستاااااااااااااای عزیزم
مراقب خودتون و خوبیاااااااااااااااتون باااشین

پسندها (6)

نظرات (35)

♥دختری با نگاهی متفاوت♥
22 بهمن 92 13:36
سلـــــــــآمــ رسـتــا جـونـمــــ چطـوری مـامـانــی؟ واآاآی مـارتیــا چقـدر شیطـون شـدهـ خـدا رحـمــ کـردهـ اون روز نخـوردهـ زمیــن خیلــی مـواظـبـش بـاش رستــا جـونـمــــ دوبـارهـ عکسـای ایـن جیگــر کمـ بــود رستــا جـونـمــ دفعـه بعـدی ازش عکـس بیشتــر بـزار زود بـه زود بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآ مـواظـبــ خـودتــون بــــــــــــــآشیـــد بـــــــــــــــــــــــــــوس
💚رستا💙
پاسخ
سلام خانوم خاااااااااانوما من خوبی تو چطوری؟ بهله آقا پسرمون کلی وروجک مروجک شده واقعا هروقت یادم میفته تمام تنم میلرزه چشششم عسیسم مراقفشم ممنون که نگرانشی آخه این مامانیش یه مقدارکی تنبل شده اما چشم سعی میکنم
بآنو
22 بهمن 92 14:07
سلامـ رستا جون ی ماهی میشه وبتو میخونم خاطراتتو دوس دارم منم باردارمـ 23 هفتمه استراحت مطلقم تقذیبا" اخه جفتم پایینه کوچولوی خوشگلتمـ خدا برات نگه داره خیلی نازه من شیفته ی چشاشم
💚رستا💙
پاسخ
سلام عزیزم ممنونم و متشکر گلم تبریک بابت مامان خانوم شدنت نگران نباش خانومی منم جفتم پایین بود و استراحت مطلق بودم از ماه چهارم ولی هووووچ مشکلی پیش نیامد شکر خدا تازه سرکلاژ هم شدم مرسی نی نی ناااز شمارو هم همین طور اوخی مرررسی نظر لطفته گل نازم
زهرا
22 بهمن 92 19:24
ماشالله خیلی نازشدی تازه اول شیطونیاشه هرماه که بزگترمیشه میگی ماه قبل آروم تر بود انشالله آقارادین هم زودتر دامادبشه ازاواخربارداریت وبتومیخوندم ولینک شده بودی وچندبارهم نظرگذاشتمدوست داشتی لینکم کن وبهم بگوتارمز وبموبدم
💚رستا💙
پاسخ
سلام زهرا جون حق با توئه ماههای گذشته خیلی خیلی آروووم تر بود ولی ماشالا هرچی بزرگتر میشه شیطونیاش و دردسراشم باهاش بزرگتر میشن بهله زهرا جون میدونم عزیزم و در جریان مهربونیات بودم ببخشید که کم کاری و تنبلی از من بود کلی هم عاشق روی مااه دخمل خوشگلت شدم چششم شما هم لینک شدی اونم با نهایت افتخار و رمز رو هم اگه تلگراف کنی ممنون میشم
saba
22 بهمن 92 19:51
سلاااااااام رستاخانووووم خوشگل الهی من فدای اول همه مامان مهربون وخوشگل وشق خودمممم بشمممم بهدشم فدای اون فسقلی جیییییگرکه ازراه دوربانوشته هاتم دل مارومیبره وای به حال اینکه پیش من بوددرجاقورتش میدادم.چقدعکسش نازوخوگل شدههه البته همیشه خوشگله ولی بزرگترکه میشه خیلی جیگرترمیشه.راستی خیلی خندیدم ک میگی اینقدشیطونه واااای خداااا عجب بچه ایه من عاشق این بچه هام ینی عاشقشماااراستی تبریک میگم که اقازانیارتوامتحاناش موفق شده وهمه روپاس کرده ویه تبریک گنده تربابت زن داداش شدنتتتت مبارک باشههه ایشالله جفتشون خوشبخت شندووووووست دارم دووووست جوووونم
💚رستا💙
پاسخ
بهههههههههههه بههههههههههه ببین کی اومده به مارتیا سر بزنه خواله صبای نفسسسسس خودا نتنه عشقققققققق مهربون منحالت خوووووبه؟ ای جااانم من از خدامه مارتیارو بیارم تو قولتش بدی منم خودتو قورت میدم بس که خوشمزه و مهربونی عسیس دلم آره صبا خیلی شیطون شده همش دوست داره عین ووولووولک ووول بخورهمنم که همه جا باید حواسم به آقا آقاها باشه که یه وقتی با کله نره تو زمین یا دستش طوری شه یا چیزی بره تو گلوش گیر کنه بهله دیگه شوشو هستن دیگه! مرررررررررررسی عزیز دلم
نازنین جونه رستا
23 بهمن 92 0:14
هیییییییییی رستا
💚رستا💙
پاسخ
چی شده نازنین خوشگلم؟؟ نبینمت انقدر غمگین و ناراحت
majede
23 بهمن 92 0:59
سلام به روی شما دوتا عسلای من...خوبین ایشالله؟!! به به الهی من فدات بشم مارتیای خوشگلم...عکست چقد خوشگله قربونت برم من...عزیزکم 5روزه دیگه 5ماهه میشی...پنج ماهگیت مبارک باشه قندعسلممم...الهی که تولد 50سالگیت و با مامان رستا و بابا زانیار جشن بگیری عسلکم...رستا جونم..خوبی؟! بهتر شدی؟! الهی که هیچوقت مریض نشی دوستم بابت اون حرکت مارتیا هم خدا خیلی رحم کرد بازم خدارو شکر که اتفاقی نیافتاد...دیگه اینکه ایشالله زودی برگردین ایران..مشکلات عروسی هم انشاالله زود رفع میشه..دیگه اینکه..خیلی دلم براتون تنگ شده..خدارو شکر که همه چی خوبه
💚رستا💙
پاسخ
سلام عششششششششششششق قشنگمخودا نتنه خااااااااااااااااااانوم تو سرور ماییآره ماجده میبینی چه قدر زود گذشت انگاری همین دیروز بودایشاااااااااااالا ولی تا 50 سالگیش فکر نکنم مامان بابایی درکار باشه من خووووب خووبم قربونت بشم خیلی بیتر شدم ایشالا دعا کن کارمون درست شه اونوقت حتما میام و مهربونم رو از نزدیک میبینم . تو و صبا و فاطی و سایا و مهری خیلی عزیییییییییییزین
مامان نگار
23 بهمن 92 11:19
خیلی مواظب باید باشی .از این به بعد یه کارایی از گل پسرت می بینی که باورت نمیشه این کار رو یه بچه اینقدری انجام داده.ببوس پسر نازت رو.دعا می کنم کاراتون به بهترین نحو پیش بره
💚رستا💙
پاسخ
جدا؟ چشم دوست خوبم خیلی ممنون از توصیتممنونم بابت دعات مهربون
یاسمن
23 بهمن 92 12:36
سلااااااااااااااااام رستا جونی خوبی؟وای که ناناز پسری شده قربونش برم عین کیان من شیطونه کیانمهرم اینجوریه همش باید دو ئستی محکم بغلش کنم بغلی هم هست شدید مامانی هم هست جوری که همه انگشت به دهن میمونن باید من در تیر رس نگاهش باشمو بس فدای تو مام دلتنگتیم بوووس واسه مادر و پسر بای
💚رستا💙
پاسخ
سلام یاسمن جووووووووووووونیچه عجب که بالاخره از مسافرت و شمال دل کندین و اومدین دلمون براتون یه ذررررررررره شده بود اوهوم مارتیای همیشه مسکوت هم خیلی شیطون شده و خدایی روزی بیست بار میگم نی نی ترر بود چه قدر خووووب بود
عشق یعنی ...
23 بهمن 92 21:54
رستا خودتی ؟ عشقمیییییییییییییییی بابا چشاااااااااااام ترکیییییید بس که اومدم و نبودی بزنم به تخته چه قدر تغییر کرده . وای رستا این مارتیا وقتی شروع به راه رفتن کنه می خوای چه کاااااااار کنی . فکر کنم باید با یه طناب به خوت ببندی که مراقبش باشی .
💚رستا💙
پاسخ
سیلاااااااااااام عیییجقمخود خودمم واقعا تغییر کرده؟ واقعا!!! خودمم توش موندم! میترسم و همش باید چشمم بهش باشه هنوز وروجک نیمیتونه وایسه رو پاش اینه وضعمون حالا فرض کن که با دوتا پاهاش که الهی قفونشون برم بخواد راه بره و تو خونه خرابکاری کنه!!! اتفاقا کاملا ایده ی خوووبی دادی
نازنین جونه رستا
23 بهمن 92 22:25
سلام رستا جوونم خوبی عزیزم؟ماشالا مارتیا مثه گل می مونه.دلم برات خیلی تنگیده بود.هیچی بابا خیلی وقت بود نحرفیده بودیم دلم برات تنگ شده بود. رستا مامانم حالش خوب نیست.براش دعا کن.خیییییلی غصه دارم
💚رستا💙
پاسخ
سلام نازنین جووووووووووووونم الهی من بمیرم براااات که چه حالی داری میتونم درکت کنم عزیزم اما باید صبور باشی و همدرد مادرت بهت حتما توصیه میکنم که مرتب آیت الکرسی رو بخونی و منم حتما حتما برای مادرت دعا میکنم اصلا نگران نبااااش مطمئنم حالشون خوب میشه الهی من بمیرم و غصه های تورو نبییییییییییییییییییینم
زهرا
23 بهمن 92 22:39
رستا جون رمزو تلگراف کردم
💚رستا💙
پاسخ
ممنونم عزیزم حتما میام پیشتون زهرا جووووووووووون
majede
24 بهمن 92 0:58
این چه حرفیه رستا جونم.ایشالله تا تولد 100سالگی مارتیا سایه ی شما روی سرش باشه عزیزمممم...ایشالله که زودی میاین ایران عزیزممممم...خیلییییی دوستتون دارم....کلیییی مراقب خودتون باشین عزیزدلممممم الهی من فدات بشم گلپسری که هرچقدر به عکست نگاه میکنم بازم سیر نمیشممم
💚رستا💙
پاسخ
ایشالا تازه تا اون موقع تو هم مامانی 5-6 تا نیمینی خوججل شدی ایشالا ماها بشه هامون رو با هم بزرگ میکنیم تا مثه خودمون دومستای خوووبی بشن
saba
24 بهمن 92 10:09
ای جوووووووونم فدای توووومامان رستای گل بشمممم من عسسسسسلــــــ
💚رستا💙
پاسخ
خدااااااااااااااااا نکنه جیییییییییگگرررررررر
سحر مامان آرتین
24 بهمن 92 15:29
قرررررررررررربون اون پاهای خوشگل جوراب پوشیدت میرزا بووووس برای چشمها بووووووووس برای دستا بووووووووووووس برای موهای فشنت و در آخرم بخورررررررم تورو جیگر طلای خواله سحر
💚رستا💙
پاسخ
سلام سحر عزیزززززززم قررربون تو و آرتین برم من خوبین شماها؟ فدای تو خواله سحری میهلبوووووووووووووووون
سعیده مامان آنیسا
24 بهمن 92 15:35
عزیزم دورت بگردم چقدر تو بلا شدی عســـــــــــــــل خیلی دوست دارم البته تو رو خیلی خیلی دوس دارم با مامانت قهــــــــــــــــــــرمپیش ما نمیاداینا هم برا تو جوجوی دوست داشتنی
💚رستا💙
پاسخ
سلام سعیده ی قشنگم ببخشید عزیزم میفهممت و بوخودا شرمندم و قوووووووول که سر وقتش میام و چیزایی رو هم که تو خصوصی درخواست کردی یادمه و به قول این مدیرا تو کارای اداره به همشون رسیدگی میشه قرربان! مرسی بابت مارتیا باید بگم که اونم تو و آنیسا خومشله رو خیلی دوست داااااااااره
پریسا
24 بهمن 92 23:08
سلام ای جووووووونم برای حرکات شیرین این پسمل کوچولو،خداحفظش کنه الهیانشاا....برای عروستون هم هرچی که خیره وخدامیخواد
💚رستا💙
پاسخ
سلام پریسا جووووووووونمرسی عزیزم خدا پسمل بلای شمارو هم حفظش کنهایشالا عزیز دلم
majede
25 بهمن 92 0:30
ایشاللههههه...برای من که افتتخاره نینیم با یه گلپسری مثل مارتیا دوست باشه...واییی تصور میکنم مارتیای 20سالرو..اخ من فدات شم..چه دختر کش میشی تو پسرییییی راستی برای مامان نازنین جون کلی دعا میکنم حتمااا
💚رستا💙
پاسخ
واقعا! من که تصورش تو ذهنم نمیگنجه راستی ممنون بابت مامان نازنین مرررسی بابت دله مهربونت . مطمئنم خدا به حرف هرکی گوش ندی روی توی مهربونو زمین نمیندازه
samira
25 بهمن 92 16:04
man ghahram ...
💚رستا💙
پاسخ
سمیرا؟ اهم اهم باز چی شده؟ دختر به این بزرگی که نباید از این کارا بکنه خجالت بکش!
fateme
25 بهمن 92 18:29
اوفففف اين نگراني من واسه رژجديدبالاخره يه جايي كمكم كرد زنگ زده بودم به سباگفتم رژمن خونه شمامونده ياگم كردم:@ گفت آپ رستاروديدي؟؟ من:نهههههههههههديگه همه چي فراموش شدوپيش به سوي اينترنت عزيزوگرامي الهي من فداي اون موهات بشم،فداي اون اخمت بشم،فداي اون قدوبالات بشم نفسي من اين جوجه جان ازابتدااهل وول خوردن بوده وخواهدبود ولنتاينت مبارك عشقكم،عسلكم خدايا،به بزرگيت قسم هيچكس مريضي مادرشونبينهاميدوارم همه ماماناي بيمارشفاپيداكنن
💚رستا💙
پاسخ
سلام عزیزم خدا زیادت کنه فاطمه مردم از خنده راستی شیطوووووون دختری به سن تو مگه رژ میزنه؟ البته نیست که من اصلا تا 21 سالگی آرایش نمیکردم آخی فدای شما دوتا تربچه هم بانمکین و هم دومس داشتنی ای وای خدا نکنه شما فدا بشی این فدا مداها همیشه وظیفه ی مرداست سن و سالشون مهم نی اوهوم خیلی ووول میخوره وااای مررسی عسسسسسسسسسسسسل الهیییییییییییی آمین ممنون بابت دعات قشنگ رستا
بآنو
25 بهمن 92 20:30
ب خاطره جفتت استراحت مطلق بودی ؟ اخه دکتره من میگه استراحت کن اما نه مطلق من بیشتر ب خاطر لک بینیم استراحت مطلقمـ خاطراته سرکلاژتو خوندم واقعن میشه فهمید چقدر سخته ): رستا جون جفتت با استراحت رفت بالا ؟ برا من low lying هس ): میترسم بالا نره الان دیگه 6 ماهمه
💚رستا💙
پاسخ
هم به خاطر جفتت پایین و هم به خاطر خونریزی.... منم خونریزی زیاد داشتم جوری که هیچ کدوممون فکر نمیکردیم که مارتیا بمونه خدا خیلی رحم کرد .... یادم میاد تو دوران بارداریم همش و همش خونه بودم به غیر از زمانای رفتن به دکتر.... خیلی سخت گذشت و واقعا بارداری بدی داشتم... جفتم با استراحت مطلق یه مقداری رفت بالا و از وضعیت اورجانسی دراومدم. نگران نباش فوق فوقش زایمان سزارینه عزیزم . نگران هوووووووچی نباش همه چی رو بسپار دست خدا که مهربون ترین مهربوناست
fateme
25 بهمن 92 21:33
اعتراف ميكنم اين پست+پست تولدنفسي تاساعت هاذوق مرگم كرد
💚رستا💙
پاسخ
منم می اعترافم که دیدن تو بعد از این همه مدت کلی خوججججحالم کرد شیطون بلا
امیرحسین کوچولو نفس ما
26 بهمن 92 2:13
جوووونم مارتیای گلم.خودت خوبی رستا جون؟وای چه صحنه وحشتناکی منم تجربه ش کردم.خیلی مواظبش باش.انشاالله همهچیز خوب پیش بره و داداشی داماد بشن به سلامتی
💚رستا💙
پاسخ
سلام عزیزم خووووبم مرسی . تو و امیرحسین قشنگم خوبین؟ آره والا خیلی وحشتناک بود باورت میشه یه لحظه دلم هررررررررررررری ریخت پایین. فقط یه ذره مونده بود از دستم ول بشه از ترسش همون لحظه گریم گرفت ... خدا خیلی رحم کرد واقعا بچه داری سخته تازه الان میفهمم شماها چه حس و حالی دارین ایشالا هرچی صلاحه برای رادین پیش بیاد
مامان
26 بهمن 92 12:27
ای جااااااااااان چه پسر خوشگلی
💚رستا💙
پاسخ
مرررسی خانومی
هدیه
26 بهمن 92 14:35
سلاممممممممممممممممممممم خواهر گلم خوبی گلم عزیزخاله چطوره واییییییییییییییییی چقدر ناز شده خدا برات نگهش داره خب به سلامتی انشالله هرچی صلاحه پیش بره
💚رستا💙
پاسخ
سیلام عسیس دلم مهربووووووووووووووووووونم حالت چطوره؟ کلی برات دعا کردم و میکنم همیشه و همیشه مارتیا هم خووووووووووبه عاااااااااااالی اونم دلش برای خواله مهلبونش یه ریزه میزه شده ایشالا عزیزم ایشالا مرسی که اومدی قشنگم خیلی دلتنگت بودم
نازنین جونه رستا
26 بهمن 92 21:55
رستاااا!مررررسی دوست خوبم.مرررررررسی که اینقدررررر مهربونی.خییییلی دوست دارم.وقتی دیدم نوشتتو اشکم دراومدخدارو شکر الان یکم بهتره.از دوستای خوبی که برا مامان دعا کردن بی نهایت ممنونم.مرسی که هستین
💚رستا💙
پاسخ
خواهش میکنم نازنینم وظیفم بود عزیزم منم خیلی دومست دارم یه دنیااااااااااااااااا آخی عزیییییییییییزم خدارو صد هزاااار مرتبه شکر نگران نباش ایشالا خوب خوب میشن
samira
27 بهمن 92 3:12
دیگه کامن نمیذارم یه عالمه سوال پرسیدم مگه جواب میدی
💚رستا💙
پاسخ
آهای آهای خاااااااااااااااانوم لووووووووووسه نداشتیم از این حرفا ها سمیرا جان بوخودا تعداد کامنتای تایید نشدم خیلی خیلی زیاااااااااادن و من درکت میکنم و میدونم کوتاهی از من بوده ... یه مدتی نبودم و بعد که اومدم واقعا شوک شدم چون اگه میخواستم تایید کنم و جواب بدم یه عمرررررر طول میکشید حالا تصمیم گرفتم کم کم و تند تند جواب بدم که مثل دفعه های قبل نشه ! حالا درخدمتتونم خانوووووووووووووووم بداخلاخ هرچی بپرسی جواب میدم
سودابه
27 بهمن 92 15:32
عزیززززززززززززززززززززززززززززززم چه نا ناز شدی..رستا جون ایشالا که همه چی خوب پیش میره قربونت برم مواظب پسملی باش..
💚رستا💙
پاسخ
مررررررررررسی سودااابه جونمباران عزیز من خوبه؟ دلم براتون یه ریزه شده بود مرسی بابت دعات ایشالا چشم عزیز دلم
سمیرا
27 بهمن 92 15:46
سوالام یادم رفتن بیخیال خواهش میکنم خوش اخلاق
💚رستا💙
پاسخ
از دست توی بلا سوختهلنگه ی زانیاری
مامی رها
27 بهمن 92 18:14
سلام عزیزم............ وااااااااااااااااای گل پسری چه نااااااااااااز شده انشاالله همیشه سالم باشه اولا قرار بود بارگناه رو بنویسی!! چی شد؟؟؟خودت یادت رفت یا مارتیا نذاشت؟؟ دوما چرا من تو لینکا نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
💚رستا💙
پاسخ
سلام خانومی مرسی عزیزم چشمااای خوجکلت ناز میبینه مرسی فدااات شم ایشالا رها جون من هم همیشه تنش و روحش سالم باشهآرومنه ماچ] میدونم عزیزم ولی خو این شیطون بلا خیلی اذیت میکنه و تمرکز نمیذاره برام نوشتن بااار گناه نیازمند تمرکز و اعصاب آرووومه که این چند وقت نداشتمش این چه حرفیه عزیزم شما در قلب ما و مارتیا هستین چشم همین لینکتون کردم خانومی
مامان یاسمن و محمد پارسا
27 بهمن 92 19:33
الاهی شیطون بلا مامان گناه داره
💚رستا💙
پاسخ
واقعا
نیلوفر
27 بهمن 92 21:02
سلاااااااااااااااااااااااام چه عجب از این ورااااااااااااااا؟!!!! 5 ماهگی ت مبارک باشه مارتیا کوشولو خوبی رستا خانومی؟چرا اینقدر دیر دیر میای؟؟؟
💚رستا💙
پاسخ
سلااااااااااام نیلوفر خاااااااانومم من باید بگم چه عجب کلی نگرانتون شدم بانو مرررررررررسی و ممنون خواله نیلوفر مهلبون من خوبم اگه یو خوف باشی خیلی خیلی سرمون شولوخه نیلوفری حالا تو یه پست جدا میگم ولی دلم بلات خیلی تنگیده بود نامرد
samira
28 بهمن 92 0:11
مگه من و آقا زانیار چه مونه؟ آدرس ایمیل خواسته بودی از سمیرا منظورت من بودم یا یکی دیگه؟!!!!!!!!!!!!!
💚رستا💙
پاسخ
خیلی از اخلاخاتون شبه همه بهله خانومی منظورم خودت بودی
بآنو
28 بهمن 92 11:45
میفهمم حرفاتو رستا جون منم از ماهه اول تو استراحتمـ پاییزو زمستونو ندیدمـ خاطراتتو ک میخونم ب خودم میگم رستا همـ مثه تو نه بدتر از تو بوده ولی حالا مارتیای نازش کنارشه پس ی روزم دختره من بدنیا میادو راحت میشم از اسمه مارتیا معلومه خیلی خوش سلیقه این من 2 تا اسمـ برا دخترمـ پسندیدمـ نظرتو بگو بنیتا (دختر بی همتا) . ماهتیسا (ماه تنها) ؟؟ فامیل شوشومم "محبوبی" راستی اسمه خوشجل و تقریبا" خاص دخترونه داری بگو ممنون میشمـ
💚رستا💙
پاسخ
اوهوم عزیزم منم میفهمم که تو چی داری میکشی اما صبور باش خانومی همه چی درست میشه و همینجوری هم که خودت گفتی وقتی دخمل کوچمولوی نااااااااااااااازت بیاد بغلت همه ی این روزارو یادت میره بهترین هدیه ای که خدا به مادرا داده صبوریه عزیز دلم مرسی گل نازم نظر لطفته جفتشون خوجکلن عزیزم و به فامیل شوشو هم میان ولی چشم میگردم واست چنتا اسمی که خودم دومس دارم رو پیدا میکنم و میگم ولی اسمی رو بذار که خودت بیشتر دومس داری نه شوشو و خانوادش و ما و دوستات
majede
28 بهمن 92 21:46
5ماهگیت مبارک باشه پسرکوچولوی نازم
💚رستا💙
پاسخ
واااای مرررررررررسی خواله ماجده ی مهربوووووونم که تو همه جالی به فکر منی
نازنین جونه رستا
29 بهمن 92 0:54
فدای تو بشم رستا جوووونم
💚رستا💙
پاسخ
خدا نکنه بهترییییییینم